قال الاستاذ: (وجه مشترک خَلق و خُلق) انسان با اخلاق خلقت خود را در قیامت می سازد.
قال الاستاذ: اگر دست و پای کسی بسته باشد و چشم و گوشش باز باشد، خطر را می فهمد ولی قدرت فرار ندارد. عالم بی عمل مشکل علمی ندارد، یعنی آیات و روایات و حلال و حرام را می فهمد اما بخش تصمیم و عمل و اراده او در اثر این که نتوانسته در جهاد نفس موفق شود، طبق بیان نورانی حضرت امیر علیه السلام که فرمود «کم من عقل اسیر تحت هواً امیر»، این عقل اسیر است. یعنی این نیروی اراده که باید تصمیم بگیرد و کار بکند زنجیری است و عالما عامدا خلاف و معصیت می کند.

قال الاستاذ: کرامت از غیر امام و پیغمبر هم بر میآید و با تحدی همراه نیست ولی معجزه مخصوص پیغمبر و امام است و با تحدی نیز همراه است. تحدی به معنای مبارز طلبیدن است و مدعی نبوت یا امامت در کنار انجام معجزه، تحدی می کند و می گوید چون معجزه امری الهی است از این رو نمی توانید مثل آن را بیاورید پس باید نبوت و امامت را بپذیرید.
کار مرتاض ها با کمک جن و شیاطین است برای همین گاهی درست است و گاه اشتباه و برخی اوقات هم با معصیت همراه است. کارهای مرتاضان از سنخ «إن الشیاطین لیوحون إلی أولیائهم» است. همان طور که جن قدرت آوردن تخت از یمن برای جناب سلیمان سلام الله علیه دارد، برخی از اخبار غیب را هم میداند ولی همیشه با صحت همراه نیست.
معجزه نه تنها
مغلوب نمی شود بلکه شبیهپذیر هم نیست. مثلا قرآن کریم نه اشکال و اختلافی
در آن هست که اگر باشد مغلوب است و نه کسی مثل و شبیه آن را می تواند
بیاورد و اگر هر کدام از این ها اتفاق بیفتد، قرآن معاذالله شکست خورده است
ولی هیچ کدام از این دو امکان ندارد.
اولین گروهی که تشخیص دادند کار حضرت موسی سحر نیست بلکه امری الهی و
معجزه است، ساحران بودند و شربت شهادت را نوشیدند. ساحران برای هدایت
دیگران گفتند به رب العالمین که رب موسی و هارون علیهما السلام است ایمان
آوردیم.