به یاد استاد

به یاد استاد

علامه ذوفنون حکیم متاله جوادی آملی
به یاد استاد

به یاد استاد

علامه ذوفنون حکیم متاله جوادی آملی

خلق و خلق

قال الاستاذ: (وجه مشترک خَلق و خُلق)  انسان با اخلاق خلقت خود را در قیامت می سازد.

کسی که عقلش را به زنجیر کشیده است معصیت عمدی می کند

قال الاستاذ:  اگر دست و پای کسی بسته باشد و چشم و گوشش باز باشد،‌ خطر را می فهمد ولی قدرت فرار ندارد. عالم بی عمل مشکل علمی ندارد، ‌یعنی آیات و روایات و حلال و حرام را می فهمد اما بخش تصمیم و عمل و اراده او در اثر این که نتوانسته در جهاد نفس موفق شود، طبق بیان نورانی حضرت امیر علیه السلام که فرمود «کم من عقل اسیر تحت هواً امیر»،‌ این عقل اسیر است. یعنی این نیروی اراده که باید تصمیم بگیرد و کار بکند زنجیری است و عالما عامدا خلاف و معصیت می کند.


**  ما یک بخش اندیشه داریم که مرزش کاملا جداست و یک بخش انگیزه داریم که اراده و نیت متوجه اوست. وحی الهی گاهی مربوط به علم است که ذات اقدس اله حکم یا إخبار غیبی یا جریانی را به یکی از انسان های کامل؛ انبیاء و ائمه علیهم السلام وحی می فرستد. گاهی هم متوجه بخش عملی اوست و تصمیم، اراده و اخلاص را در قلب او القاء می کند. البته همه این ها حکیمانه و حساب شده است. وحی به مادر موسی وحی فعل است نه حکم. بارز ترین آیه ای که وحی فعل را می رساند این آیه است: «و أوحینا إلیه فعل الخیرات».

** منظور از دریا رود نیل نیست بلکه مراد بحر احمر و دریای قلزم است. زیرا رود نیل در مصر قرار دارد و دو طرف آن تحت سلطه فرعونیان بوده است.


** بالا رفتنی که پایین آمدنش سخت است نروید. در روایت آمده است: «إتق المرتقى السهل إذا کان مُنحدره وَعِرا»، آن کار و شغل و پیشنهادی که برگشت از آن مشکل است را قبول نکنید. فرعونیان گمان می کردند که دریا برای آن ها هم خشک و امن خواهد بود در حالیکه این طور نبود و دستور رسید امواج فرو بریزد و این ها را فرو ببرد.

عقل واطاعت

قال الاستاذ: ما به همان اندازه که از عقل برخورداریم، از شیرینی اطاعت هم لذّت می بریم. در ماه مبارک رمضان از خدا می خواهیم که شیرینی نام و یاد خود را به ذائقۀ ما بچشاند و می گوییم: «و أذقنی فیه حلاوة ذکرک.»

پیام حضرت استاد به مسافران نوروزی


قال الاستاذ:
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به ملّت بزرگ و بزرگوار ایران اسلامی که در همه مراحل ارادتش را به نظام اسلامی و خضوعش را در پیشگاه قرآن و عترت نشان دادند، مخصوصاً در راهپیمایی 22 بهمن، حضور در انتخابات و در مراسم دیگر.
ضمن عرض تهنیت به مناسبت فرا رسیدن سال 1391 از همه برادران و خواهران خواهش می‌کنیم که امنیت و امانت الهی را حفظ بکنند. جان همه ما امانت الهی است، مال ما نیست، آبروی ما امانت الهی است مال ما نیست، فرزندان ما امانت الهی‌اند مال ما نیستند، بکوشیم در این سفر پربرکت فروردینی هم امنیّت و امانت را حفظ بکنیم هم اخلاق و فرهنگ را پاس بداریم تا خاورمیانه‌ای که به بیداری اسلامی بار یافت بیش از گذشته، نظام اسلامی ایران را الگو قرار بدهد تا غرب نیمه ‌بیدار را ان‌شاءالله بیدار کنیم آنها هم به الگوی اسلامی اقتدا کنند و پاداش دنیا و آخرت شما را با تأمین سلامتی دنیا و آخرت از ذات اقدس الهی مسئلت می‌کنیم.
«و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

کودک 50 ساله /مشکلات پلیس و جامعه / حرکت اتوبوسی حرکت درختی

قال الاستاذ:  در آستانه تحویل سال 91 مردم به فکر تحول دل هستند اما باید بدانیم که تا بالغ نشویم نه مشکلات راهور حل می شود و نه مشکلات جامعه؛ اولین شرط بلوغ فکری است . کسی که نابالغ است در صلاحیت تکلیف قرار نمی گیرد.

اگر از فردی که بلوغ شناسنامه ای او 15 یا  16 سال باشد ببرسیم که بالغ شده اید یعنی چه؟ می گوید نمی دانم تا وقتی که دور خورشید قرآن و عترت حرکت نکنیم کودک هستیم . اگر فردی 50 سال سن داشته باشد یعنی زمین 50 بار دور آفتاب گشته است نه اینکه این فرد توانسته است 50 معرفت را کسب کند.

با ضبط گواهینامه ، ابطال آن یا جریمه نمی توان گفت فردی جان خود را حفظ کند اما وقتی به این فرد بگوییم که خانواده خود و دهها نفر را عزادار نکن او امکان دارد به این موضوع توجه کند. سالانه چند هزار نفر در فروردین کشته می شوند و باید یک برنامه ریزی مناسبی برای خردمند کردن بخشی ازجامعه که کودک هستند انجام شود. با کسی تعارف نداریم و نمی شود از روی بی عقلی چند خانواده را عزادار کرد. اگر دور شمس دین نچرخیم نابالغیم.

 یکی عمرش را برای ورزش خرج می کند اما ورزش حرفه نیست. چگونه حرکت کردن در جامعه بسیار با امنیت است. فردی اتوبوس گونه حرکت می کند و پس از 20 سال فعالیت اسقاط می شود اما عده ای نیز همانند درخت بوده و پس از 20 سال حاصل تلاش خود را می بیند.

اگر فردی سراغ حوزه و دانشگاه رفت همانند درخت عمل کرده است و هر کسی که تنها به ورزش روی آورده باشد پس از مدتی به آهن قراضه تبدیل شده و به انواع بیماریها دچار می شود.


مشکل مردم الفبای دین است. کسی که با الفبای دین در دنیا شوخی کند در قبر نیز الفبای دین را فراموش  می کند. در قبر مشکل فقهی نمی پرسند و اگر الفبای دین را در دنیا تمرین نکنیم آنها قطعا فراموش می شود. متاسفانه بخش وسیعی از مردم در مهد کودک هستند. همه ما باید در لحظه تحویل سال دور شمس دین بچرخیم نه اینکه فقط یک سال به سنمان با چرخش زمین به دور خورشید اضافه شود.

آبرو و فرزندان امانتی الهی هستند که باید بکوشیم آنها را حفظ کنیم. در سفرهای نوروزی نیز باید تلاش کنیم تا امنیت خودمان و دیگران حفظ شود.

بخشی از سخنان حضرت استاد در دیدار با رئیس پلیس راهور وجمعی از فرماندهان نیروی انتظامی

جمله سر در قوای سه گانه

قال الاستاذ: ( با استناد به روایتی از امیرالمومنین علیه السلام)  کار دستگاه های سه گانه کشور  وابسته به فقه است. دستگاه قضا، تبیین و اجرای قوانین بدون فقه ناتمام است و باید بر سر در این دستگاه ها نوشته شود بدون فقه کارایی ندارند.

مهمترین وظیفه زن / درس عاطفه / سالمندان / جوان مهد کودکی

قال الاستاذ: اما مهم ترین، اصلی ترین، عمیق ترین و اریق ترین وظیفۀ زن، مادر شدن است. جامعه را زن تربیت می کند. این هفت سالی که کودک در اختیار او است از هر دانشکده ای قوی تر است. در طی این هفت سال وقتی زن نماز می خواند، همین که این بچه به زبان می آید، او را کنار سجّاده اش می گذارد و یک مُهر برایش می گذارد و او نمازخوان تربیت می شود. در شهرهایی از ایران می بینید که اصلاً خانه سالمندان مطرح نیست. خودتان هم برای بسیاری از این شهرها یا روستاها هستید. در آن شهرهایی که سنّتی فکر می کنند اصلاً چنین چیزی مطرح نیست. یکی از سادات بزرگوار سنّ فراوانی داشت؛ مسجد، حسینیه و حمام ساخته است. یک وقت نزد من گِله کرد که من هر چه می خواهم از این ها کمک بگیرم که خانۀ سالمندان بسازم به من نمی دهند. گفتم از این مردم تقدیر و تشکر کن. بگو احسنت به شما که حاضر نیستید خانۀ سالمندان داشته باشید. مگر کسی پدر و مادر خودش را خانۀ سالمندان می گذارد؟! این قصّه را بارها برای دوستان هم گفته ام که در یکی از شهرها که اسمش را نمی برم، کسی به سنّ تقریباً شصت سال رسیده بود؛ بعد از نماز آمد و یک استکان آب دست او بود که شما لب بزنید؛برای مادرم که مریض است. از کجا آمده ای؟ از فلان شهر. خب چنین آدمی که سنّش نزدیک شصت است خب مادرش هم نزدیک نود است. او حاضر نیست مادرش را به خانه سالمندان بدهد. چرا؟ برای این که هفت سال درس عاطفه خوانده است. وقتی مهد کودک باز شد و عاطفه کم شد و این بچه عاطفۀ پدری و مادری و وِداد و محبّت این ها را نچشید؛ همین که پدر و مادر، سالمند شدند، آن ها را تحویل خانۀ سالمندان می دهد. او عاطفه نچشیده است. عاطفه را که انسان در حوزه و دانشگاه نمی چشد. عاطفه وقتش همان هفت سال است. این که می بینید از مادر کتک می خورد باز به مادر پناهنده می شود، این «فَفِرُّوْا إِلَی اللَّهِ» را به ما نشان می دهد. مگر می شود آدم پدر و مادرش را بدهد خانه سالمندان؟! بله متأسفانه آن شهرهایی که عاطفه کم است و زندگی، ماشینی است، این کار را می کنند؛ اما «إِمَّا یبْلُغَنَّ عِندَک الْکبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کلاَهُمَا فَلَاتَقُل لَهُمَا أُفٍّ وَ لاَتَنْهَرْهُمَا وَ قُل لَهُمَا قَوْلاً کرِیماً ٭ وَ اخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» پر پهن کن و پذیرایی کن! این زندگی برای مادرها است. پروراندن جوان متدین از مهم ترین کارهایی است که نه از حوزه بر می آید نه از دانشگاه. یک جوان مهد کودکی را حوزه و دانشگاه شاید بتوانند بپرورند شاید هم نتوانند؛ اما یک جوان تربیت شده که هفت سال در دامان مادر نمازگزار بزرگ شود و هر جا برود راه صحیح را طی می کند از عهدۀ حوزه و دانشگاه بر نمی آید؛ البته حوزه و دانشگاه کمک می کنند.

تفاوت کرامت و معجزه وکار مرتاضان

قال الاستاذ:  کرامت از غیر امام و پیغمبر هم بر می‌آید و با تحدی همراه نیست ولی معجزه مخصوص پیغمبر و امام است و با تحدی نیز همراه است. تحدی به معنای مبارز طلبیدن است و مدعی نبوت یا امامت در کنار انجام معجزه، ‌تحدی می کند و می گوید چون معجزه امری الهی است از این رو نمی توانید مثل آن را بیاورید پس باید نبوت و امامت را بپذیرید.

کار مرتاض ها با کمک جن و شیاطین است برای همین گاهی درست است و گاه اشتباه و برخی اوقات هم با معصیت همراه است. کارهای مرتاضان از سنخ «إن الشیاطین لیوحون إلی أولیائهم» است. همان طور که جن قدرت آوردن تخت از یمن برای جناب سلیمان سلام الله علیه دارد، برخی از اخبار غیب را هم می‌داند ولی همیشه با صحت همراه نیست.


 معجزه نه تنها مغلوب نمی شود بلکه شبیه‌پذیر هم نیست. مثلا قرآن کریم نه اشکال و اختلافی در آن هست که اگر باشد مغلوب است و نه کسی مثل و شبیه آن را می تواند بیاورد و اگر هر کدام از این ها اتفاق بیفتد، قرآن معاذالله شکست خورده است ولی هیچ کدام از این دو امکان ندارد.

اولین گروهی که تشخیص دادند کار حضرت موسی سحر نیست بلکه امری الهی و معجزه است،‌ ساحران بودند و شربت شهادت را نوشیدند. ساحران برای هدایت دیگران گفتند به رب العالمین که رب موسی و هارون علیهما السلام است ایمان آوردیم.