قال الاستاذ: ..... مطلب مهم آن است که ما تا در دنیا نفس میکشیم نباید بگوییم
همه کارها از راه غیب باید حل بشود برای اینکه دنیا دار عمل است.
خدای سبحان به حضرت
مریم(سلام الله علیها) از راههای غیب نعمتهای فراوانی داد تا اینکه از
راه غیب درخت خشک خرما را به هر وسیلهای که هست پر بار کرد، اما اینجا
خدای سبحان به مادر عیسی(سلام الله علیهما) میگوید تو هم دستی دراز کن این
شاخه را تکان بده این خرما بریزد.برای اینکه انسان بداند تا زنده است ولو انبیا,
اولیا, ائمه(علیهم السلام) باشند مسئولیتی دارند.
این خدایی که با امر حاضر به مادر موسی میگوید بینداز در دریا، به امر
غایب به خود دریا میگوید ببر درِ خانه فرعون، از این به بعد نمیتواند از
راه غیب بدون زحمت خواهر و مادر، این بچه را به مادر برگرداند؟ خب یقیناً
میتواند. اما مادر هم باید تلاش و کوششی بکند به دخترش بگوید برو ببین این
صندوقچه کجا رفته است.
اینچنین نیست که انسان دست روی دست بگذارد ولو پیغمبر هم که
است همه کارها از راه غیب باشد این طور نیست هر اندازه کاری از انسان ساخته
است باید آن را انجام بدهد.
بخشی از سخنان حضرت استاد که در بازدید از ضریح جدید امام حسین علیه السلام فرمودند:
+ تصاویر
ادامه مطلب ...تفسیر قرآن کریم از جمله علومی است که از مراحل اولیه تشکیل اسلام به آن
توجه شده است به طوری که در هر قرن تفاسیر متعددی از سوی علمای اسلامی
تألیف میشد که بخشی از آن به مفسران شیعه اختصاص دارد.
اکثر مفسران
هرکدام به روشی قرآن کریم را تفسیر کرده اند، (ادبی ، عرفانی ، روایی و...)
وبه فراخور دقت و بار علمی خود ، گاه محصول آن در چندین جلد جمع آوری و
عرضه شده است مثلا تفسیر تبیان شیخ طوسی (ره) مجموعا در 10جلد و تفسیر
المیزان در 20جلد به اتمام رسید.
تفسیر تسنیم، تألیف حضرت استاد ،
به زبان فارسی است که در آن برای هر آیه چهار مرحله در نظر گرفته شده
است که عبارتند از: گزیده تفسیر، تفسیر آیه، لطایف و اشارات و بحث روایی.
این کتاب اصلی ترین ومهمترین اثر حضرت استاد به شمار می آید و حاصل
سالها(شاید بیش از 20سال) تلاش شبانه روزی حضرت استاد است (تاریخ اتمام
برخی از مجلدات آن شب های قدر یا ایام پر تنش خرداد 1388 است که نشانگر آن
است، ایشان هرگز در هر شرایطی ادامه آن را رها نکرده اند) و
تاکنون 25 جلد از این تفسیر منتشر شدهاست. و به نیمه جز هفتم قرآن کریم
رسیده است! و پیش بینی می شود تعداد مجلدات آن به 80 جلد برسد.
قال الاستاذ: .....اگر کسی گرفتار شرک ربوبی نباشد هرگز نمیگوید (مثلا) این میوه را فلان شخص داد میگوید این میوه را فلان شخص آورد در قرآن کریم در سورهٴ مبارکهٴ «یوسف» فرمود: ﴿مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلّا وَهُم مُشْرِکُونَ﴾ اکثر مؤمنین, مشرکاند زیرا اینها آورنده را با دهنده خلط میکنند از امام معصوم(سلام الله علیه) سؤال کردند چگونه اکثر مؤمنین, مشرکاند؟ فرمود همین که میبینید میگویند اول خدا دوم فلان شخص اگر فلان شخص نبود مشکل ما حل نمیشد اگر فلان طبیب نبود بیمار ما علاج پیدا نمیکرد خب در برابر خدا که چیزی نیست و کسی نیست باید بگوییم خدا را شکر که به وسیله فلان شخص مشکل ما را حل کرد خدا را شکر که به وسیله فلان شخص دِیْن ما ادا شد خدا را شکر که به وسیله فلان شخص بیمار ما شفا پیدا کرد تا بشویم موحّد بنابراین بین اینکه چه کسی آورد و چه کسی داد باید فرق بگذاریم .
قال الاستاذ: گاهی میبینید میگویند «اُنظر إلی ما قال و لا تَنظره إلی مَن قال» در مسائل علمی فقط شما نگاه کنید که این حرف چه حرفی است آیا برهانی است یا نه نگاه نکن چه کسی گفت, ببین چه چیزی گفت این یک مرحله که انسان قول را میبیند خود آن کلام را میبیند در مرحله وسیعتر هم کلام را میبیند هم متکلّم را, هم قول را میبیند هم قائل را هم «اُنظر إلی ما قال» هم «اُنظر إلی مَن قال» در مسائل ریاضی و امثال ریاضی که جزء مسائل حکمت عملی نیست اخلاقی نیست پرورشی نیست تزکیه نیست تربیتی نیست فقط علم است اگر صاحبنظری مطلب علمی گفت انسان میپذیرد ولی اگر مسئله سیاسی شد اجتماعی شد اخلاقی شد فرهنگی شد هم «اُنظر إلی ما قال» هم «اُنظر إلی مَن قال» هم نگاه کن ببین چه گفت هم نگاه کن ببین چه کسی گفت. در جریان صدر اسلام خوارج شعارشان این بود «لا حُکم الاّ لله» وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) فرمود: «کلمةُ حقّ یُراد بها الباطل» قول, حق است اما قائل, مُحِق نیست گوینده پشت این حرف, هدف مشئوم و مسموم دارد پس «اُنظر إلی ما قال» و «اُنظر إلی مَن قال» .