به یاد استاد

به یاد استاد

علامه ذوفنون حکیم متاله جوادی آملی
به یاد استاد

به یاد استاد

علامه ذوفنون حکیم متاله جوادی آملی

خائن به بیت المال مسلوب الحیثیه می شود

قال الاستاذ:
حضرت امیر(سلام الله علیه) در نامه ای که به مَصقَلة بن هُبیره شیبانی نوشتند فرمود: «بَلَغَنِی عَنْکَ أَمْرٌ» به من گزارش دادند که تو در امور مالی بی‌احتیاطی کردی اگر این گزارش درست نبود که بسیار خوب، اما اگر این گزارش درست بود ببین چه کرده ای «بلغنی عنک امرٌ إِنْ کُنْتَ فَعَلْتَهُ فَقَدْ أَسْخَطْتَ الهَک وَ عَصَیْتَ إِمَامَکَ» دو کار کردی هم خدا را غضبناک کردی و هم امام زمانت را نافرمانی کردی ؛امام زمانت یعنی وجود مبارک حضرت امیر(سلام الله علیه) که همان حکم خدا را دریافت کرده است و به شما ابلاغ کرد «أَنَّکَ تَقْسِمُ فَیْ‏ءَ الْمُسْلِمِینَ الَّذِی حَازَتْهُ رِمَاحُهُمْ وَ خُیُولُهُمْ وَ أُرِیقَتْ عَلَیْهِ دِمَاؤُهُمْ فِیمَنِ اعتَامَکَ مِنْ أَعْرَابِ قَوْمِکَ».
مردم جنگ‌ها کردند غنیمت‌هایی با شمشیرهایشان با اسب‌هایشان با خون‌هایی که ریختند به دست آوردند و بالأخره فتوحاتی نصیب اینها شد. غنایم جنگی یک پنجم آن یعنی خمس آن برای حکومت اسلامی است برای امام است و چهار پنجم آن هم برای مسلمین است، فرمود تو این غنایم جنگی را بین بستگان و قوم و خویشان خود تقسیم کردی مسلمان‌ها در این غنایم جنگی سهیم‌اند. ارزش تو نزد من بسیار کم است. وهن و سستی در این باره اجازه نده «وَ لاَ تُصْلِحْ دُنْیَاکَ بِمَحْقِ دِینِکَ» مبادا با دین‌فروشی بخواهی دنیای خودت را آباد کنی .
می‌بینید نظام اسلامی به این است که انسان با مال حلال خود تا آخر می‌تواند زندگی آبرومندانه داشته باشد، خدای ناکرده اگر دستش به حرام و بیت‌المال دراز شد دیگر بی‌آبرو می‌شود این کلام دیگر مخصوص آن زمان که نیست تا روز قیامت این بیان نورانی حضرت امیر است یعنی اگر کسی خائن به بیت‌المال بود دیگر مسلوب‌الحیثیه می‌شود لذا فرمود: «وَ لاَ تُصْلِحْ دُنْیَاکَ بِمَحْقِ دِینِکَ فَتَکُونَ مِنَ الْأَخْسَرِینَ أَعْمَالاً» مبادا دنیایت را آباد و آخرتت را ویران کنی «أَلاَ وَ إِنَّ حَقَّ مَنْ قِبَلَکَ وَ قِبَلَنَا مِنَ الْمُسْلِمِینَ فِی قِسْمَةِ هذَا الْفَیْ‏ءِ سَوَاءٌ» چه آن مردمی که در محیط شما زندگی می‌کنند چه آن مردمی که در محیط ما زندگی می‌کنند همه اینها در این بیت‌المال سهمی دارنداگر تو بخواهی به بستگانت بدهی این بر خلاف عدل و قِسط الهی است «یَرِدُونَ عِنْدِی عَلَیْهِ وَ یَصْدُرُونَ عَنْهُ».

پروفسور یوخن هیپلر

پاسخ حضرت استاد به سوالات پروفسور یوخن هیپلر از دانشگاه دیسبورگ اسن آلمان

(در دیدار جمعی از دانشجویان و اساتید علوم انسانی دانشگاه دیسبورگ اسن آلمان که در دفتر معظم له انجام شد)

ادامه مطلب ...

مخذولِ منکوبِ ملعونِ ازل و ابد / دود چراغ خوردن!

قال الاستاذ:  این حرف قارونی است که بگوییم 40 ـ 50 سال زحمت کشیدیم و عالم شدیم، این اصطلاح ناروای دود چراغ خوردن همین است، قارون هم که بیش از این نگفته بود و نمی گفت، می گفت «إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی»، خودم زحمت کشیدم و پیدا کردم، بسیاری از ما اسلامی حرف می زنیم ولی قارونی فکر می کنیم، ما هم خیال می کنیم خودمان زحمت کشیدیم، خیلی ها آمدند حوزه ولی چیزی نشدند، خیلی ها رفتند دانشگاه چیزی نشدند، خیلی ها رفتند بازار چیزی نشدند، این طور نیست که هر کس برود جایی چیزی گیرش بیاید، اگر بگوییم «إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی» همان اسلامی حرف زدن و قارونی فکر کردن است باید بگوییم ««مابنا من نعمة فمن الله».

  هم در قرآن هست و هم اهل بیت علیهم السلام دستور دادند در نماز و بعد از نماز در تعقیبات بگوییم «اللهم ما بنا من نعمة فمنک»، این برای تنها ثواب بردن نیست، ثواب را بالاخره می دهند، عمده آن است که این دین در زندگی ما بیاید که اگر آمد راحت هستیم، نه از گرانی می رنجیم نه از تحریم، چون او دارد ما را اداره می کند، به واقع اگر باور کردیم که تمام مار و عقرب عالم پیش خدا روزی دارند، شرق و غرب عالم بخواهند ایران را تحریم کنند اثر ندارد، ما باور نکردیم این حرف ها را، مگر آنها رازقند؟ خدا در قرآن به صورت «عَلَی» فرمود «وَ مامِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها»؛ تمام مار و عقرب ها عائله مندند و من عهده دار روزی آن ها هستم، این خدا است.


 چون دین در زندگی ما نیست اگر شنیدیم یک مخذولِ منکوبِ ملعونِ ازل و ابد در صدد تحریم است می رنجیم و می گوییم چه خواهد شد؟ هیچ نخواهد شد، خداوند فرمود اگر شما به راه باشید، «وَلَو أَنّ اَهلَ القُری آمَنُوا وَ اتَّقوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرکات منَ السَّماءِ وَ الاَرض»، ما مسلمانیم ولی متأسفانه با این عقیده که دین از زندگی جدا است، روش ما [به اشتباه] این است که دین در نماز و روزه است و زندگی امر عادی است.

حقیقت وحی علم شهودی است / انسان غرق در علم شهودی است

قال الاستاذ: .... علم شهودی قوی تر از علم حصولی است،‌ ما غرق در علم شهودی هستیم،‌ این که خودمان را درک می کنیم،‌ گرسنگی و سیری و درد و درمان خود را درک می کنیم علم شهودی است، اما اگر بخواهیم به طبیب بگوییم دردی داریم،‌ مفاهیم و الفاظی را انتخاب می کنیم و این مفاهیم را با آن الفاظ به طبیب منتقل می کنیم و طبیب علم حصولی پیدا می کند که ما درد داریم اما خودمان با علم شهودی درد را درک می کنیم،‌ ما شب روز با علم حضوری (شهودی) زندگی می کنیم،‌ علم شهودی شک بردار نیست کسی که دندان درد دارد شک نمی کند که دندانش درد می کند یا دستش.

**علم شهودی تصور و تصدیق و قضیه ندارد، اینها مربوط به علم حصولی است،‌ از همه اینها قوی تر آن وقتی است که یک ولی از اولیای الهی کلام خدا را می شنود (‌از درون می شنود نه از بیرون) لذا وجود مبارک موسای کلیم علیه السلام از شش جهت می شنید :(یا موسی)، ‌این طور نبود که علم حصولی باشد که از راه گوش بشنود، ‌اگر این گوش بسته بود هم می شنید، در روایت دارد که در جواب این پرسش که انبیا از کجا می فهمند آنچه شنیده اند وحی الهی است فرمودند «ذلک یوفق له» این با وفق با حقیقت است و تردید پذیر نیست.

دنیا آسمان و زمین نیست!!

قال الاستاذ:

.....اگر از متاع‌های دنیا تکّه کاغذ یا چوب یا سنگ مختصری را روی چشمت بگذاری، این چشم جایی را نمی‌بیند و اگر محبّت همین‌ها را به دل بگذاری، دل جایی را نمی‌بیند و لذا کج راهه و بیراهه می رود و راه دیگران را می بندد.

دنیا، آسمان و زمین و آب و باغ و راغ و اینها نیست اینها مخلوق‌های الهی‌اند، بلکه همین بازی‌ها، همین سرگرمی‌ها، همین مقام‌خواهی‌ها، همین خودخواهی‌ها، همین برتری‌طلبی‌ها، همین تظاهر به مال و جمال و امثال اینها دنیاست.

جمعه تهران وصد هزار نفر بی نماز/حیله‌های شرعی/ته ریش گذاشتن+صدا

قال الاستاذ: (بخشی از سخنان حضرت استاد در جلسه تفسیر 11مهر 1391)

....فقیر به معنای ندار نیست، فقیر به معنای کسی است که ستون فقراتش و فقار ظهرش شکسته است، ملتی که مشکل اقتصادی داشته باشد قدرت مقاومت ندارد و ستون فقرات این ملت شکسته است، چون ستون فقرات این ملت شکسته است به او می‌گویند فقیر و گرنه فقر به معنای نداری نیست. در آیه «وجوه یومئذ باصرة،‌ تظن أن تفعل بها فاقرة» حادثه کمرشکن را فاقره می‌گویند، فقیر در معنای اسم مفعول به کار می‌رود، اگر کسی گرسنه باشد ولو اینکه ایستاده باشد، فقیر است، زیرا قدرت ایستادگی ندارد و حادثه‌ تلخ گرانی کمرشکن است.
 در قرآن ویژگی مدیریت اسلامی و مسؤول در یک نظام اسلامی را بیان کرده، گذشته از اوصاف عامه مسلمانی، اهل نماز بودن و روزه‌داری و معصیت نکردن، مدیر در جامعه اسلامی باید دو عنصر داشته باشد.
اول این که درایت خوبی در کارش داشته باشد، دیگر این که پاک باشد، اگر کسی به جز شرایط عامه، در رشته‌ای متخصص نبود یا اگر تخصص داشت و طاهر نبود، ‌در نظام اسلامی مدیر محسوب نمی‌شود، «القوی الامین»، این وظیفه عمومی مدیران است که در هر رشته‌ای که مسؤولیت پذیرفتند باید نیرومند باشند و از طرفی هم امین باشند ولو موسای کلیم(ع) باشد، اگر در حد یک چوپانی و شبانی، نازل‌ترین و ساده‌ترین کار را به عهده بگیرد باید قوی و امین باشد و اگر مانند حضرت یوسف(ع) عالی‌ترین کار که صدارت است باشد باید «حفیظ علیم» قرآن هر دو را ذکر کرده ولی عمل به آن دشوار است.
 جوانان ما در روستاها بودند ولی رسانه‌ها این بازی و فوتبال را نشان دادند و آن‌ها را از روستا به شهر آوردیم و شغل‌های نازل به آن‌ها دادیم؛ مگر ما چقدر ورزش نیاز داریم، در درجه پنج و درجه ششم درست است، دنیا را دیگران دارند می‌گردانند؛ از وجود مبارک امام صادق(ع) پرسیدند پس از شما چه کسی به مقام امامت می‌رسد، فرمود «من لایلهو و لایلعب»، کسی که اهل بازیچه نیست، بازی یک حدی دارد؛ ورزش خوب است روزی یک ساعت نه این که دنیا به آن سمت رفته است، ایران پیام تازه دارد و این پیام تازه را باید به گوش جهانیان رساند.
 یک عده «اتخذو دینهم لهو و لعبا»، بعضی دین را بازی قرار دادند و با حیله‌های شرعی آبروی نظام را می‌برند و دین را بازیچه قرار دادند و بعضی هم اتخذو لهو و لعبا دینا، گروه دیگری بازی را دین قرار دادند، می‌بینی در سید ایام که نماز جمعه تهران است و از فضیلت کم ندارد، صدهزار نفر بی‌نماز جمع می‌شوند، آن که با بازیگری و ته ریش گذاشتن و با اختلاس سه هزار میلیاردی، آبروی نظام را می‌برد و آن که به بازی بیش از نماز و روزه اهمیت می‌دهد، دین خود را بازی قرار داده است.


دریافت فایل

(مطالب مربوط به دقیقه33و34 می باشد)