به یاد استاد

به یاد استاد

علامه ذوفنون حکیم متاله جوادی آملی
به یاد استاد

به یاد استاد

علامه ذوفنون حکیم متاله جوادی آملی

آب حیات

قال الاستاذ: انسان کامل وخلیفه تام ومعصوم خدا چونان امیر المومنین علی بن ابی طالب (علیه افضل صلوات المصلین) میزان عقیده ، اخلاق واعمال دیگران است ؛ چنانکه از حضرت امام صادق (علیه السلام) در زیارت علی بن ابی طالب(علیه السلام) چنین نقل شده: { السلام علی میزان الاعمال ومقلب الاحوال وسیف ذی الجلال}   سیرت وسنت علوی(علیه السلام) همان آب حیاتی است که خضر هر عصری در مدار آن می گردد و در معاد به صورت کوثر ظهور می کند.

زیارت جمیل محض

قال الاستاذ:علی بن ابی طالب (علیه السلام) که خود عمود دین است ، نماز را که مصداق دیگری از عمود دین است ، شهود الهی و زیارت معبود می داند . کسی که به زیارت جمیل محض نایل می شود ، هرگز خود را نمی بیند؛ چه رسد به شهود خود.   قهراً موجودات دیگر در منظر او در محاقند. چنین عارف شاهدی نه سوداگرانه خدا را می پرستد و نه بردگانه او را عبادت میکند ؛ بلکه آزادانه وی را می پرستد به طوری که نه تنها  از هرچه رنگ (تعلق) دارد آزاد است بلکه از هر چه صبغه (تعین) دارد حر است.

تشابه ثروت کشور وخون کشور

قال الاستاذ: ما دو وظیفهٴ رسمی داریم: یکی حفظ دینمان که اساس کارش قرآن کریم است؛ یکی حفظ نظام ما که مرهون دین است. دربارهٴ دین خب عقلانیت دین را، معارف قرآن را، معارف وحیانی اهل‌بیت (علیهم السلام) را، باید خوب تبیین کنیم، بعد باور کنیم، بعد متخلّق شویم، بعد عمل کنیم. بعد از این مراحل چهارگانه، قدرت انتشار داشته باشیم؛ وقتی بعد از مراحل چهارگانه منتشر کردیم نتیجه‌اش همان بیداری اسلامی خاورمیانه است.

 قسمت دوم، ادارهٴ این مملکت است. این مملکت همه چیز دارد امّا بعضاً گرفتار فقر است و انسان فقیر را همیشه با موعظه و نصیحت و حفظ قرآن نمی‌شود اداره کرد.

مرحوم کلینی (رضوان الله علیه) در جلد پنجم کافی در کتاب المعیشه از وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل می‌کند که فرمود «اللهم بارِک لنا فی الخبز و لا تُفرِّق بینَنا و بینَه فلولا الخبزُ ما صُمْنا و لا صَلَّیْنا و لا أدَّیْنَا فرائضَ ربِّنا عزّوجلّ»  عرض کرد خدایا! بین ما و نان ما جدایی نینداز   ـ «خبز» یعنی نان که مقصود کنایه از همان اقتصاد مملکت است

معنایش این نیست که آدم نان داشته باشد، ولی هزینهٴ تحصیلی بچه نداشته باشد، اینکه نیست. وقتی گفتند نان مملکت یعنی اقتصاد مملکت. ـ عرض کرد خدایا! بین ملّت ما و نان آنها جدایی نینداز و اگر ـ خدای ناکرده ـ بین ملّت و نان آنها یعنی اقتصاد جدایی افتاد دینداری مردم مشکل است. بنابراین اگر ـ خدای ناکرده ـ این بیکاری و فقر از درصد خاصی بگذرد دیگر کنترلش مشکل می‌شود. برای این کار هم دین برنامه دارد:

اساس کار این است که ذات اقدس الهی فرمود ثروت مملکت به مثابه خون مملکت است (این یک اصل)
این خون باید در تمام اعضا و جوارح و رگها جاری باشد (این دو)
حالا بعضیها رگ بزرگ بعضی‌ها رگهای مویی و مانند اینها به تمام این قسمت‌ها باید خون برسد و جاری باشد و اگر به عضوی خون نرسد می‌شود فلج.
در قرآن کریم سورهٴ مبارکهٴ «حشر» فرمود اقتصاد مملکت، ثروت مملکت، خونی است که باید در عروق مملکت جاری باشد.

موقوفه همیشه زنده است

قال الاستاذ:...... مال وقف چون برای کاربرد مخصوص است با گذشت زمان، دیگر آن کاربرد نیست مثلاً باغ وسیعی هست که این را وقف کردند که به صورت باغ باشد اما الآن درآمدی ندارد آن روز درآمد داشت مرکز درآمد بود الآن غیر از هزینه چیز دیگری نیست این در اثر آشنا نبودن به مسائل وقف است اگر آن واقف، مسئلهٴ شرعی را بداند در متن وقف‌نامه این شرایط را ذکر کند که من این زمین را وقف کردم فعلاً باغ است اگر مصلحت بود کاربری­اش را تغییر دهند، تغییر دهند تجاری کنند مسکن کنند ساختمان‌سازی کنند اگر فعلاً ساختمان است بعد بخواهند مجتمع فرهنگی بکنند بکنند من اصل زمین را وقف کردم برای امور خیریه یا برای سیّد الشهداء (سلام الله علیه) برای فلان مورد، فعلاً ساختمان است، فعلاً باغ است، فعلاً مجتمع است،اگر تغییر کاربری لازم بود در اختیار متولی است اینکه در متن وقف‌نامه بیاید شرط در ضمن این عقد است نافذ هم است و دیگر کسی از وقف نگران نیست امّا الآن که از وقف هراس دارند می‌گویند یک مال بسته است بعد که نمی‌شود عوض کرد سازمان اوقاف متولی فکری و تولید فکری هم است این مسائل عمیق فقه را باید بداند به مردم منتقل بکند که مردم بدانند که مال وقف همیشه زنده است یک مال مدار بسته نیست که تغییر کاربری ممکن نباشد ولی به این شرط که در متن عقد این شرایط بازگو شود.

**  سازمان اوقاف و امور خیریه وقتی موفق است که وقف را احیا کند نه موقوفات را .

بخشی از سخنان حضرت استاد در جمع تعدادی از مسئولین اوقاف.

استفتا ، لیالی مقمره

 به فتوای حضرتعالی، در ایام [لیالی] مقمره، با شنیدن اذان از صدا و سیما، اقامه نماز صبح جایز است یا نه؟ زیرا حضرت امام بر این نظر بودند که بایستی حدود 15 دقیقه از اذان صبح بگذرد سپس نماز اقامه شود.

قال الاستاذ:
لیالی مُقمره با شب‌های دیگر تفاوتی ندارد.                                 
                                                                 جوادی‌ آملی‌


(لیالی مقمره = شب های که سحر مهتاب است  ولذا تابش نور ماه مانع رویت فجرصادق در اول وقت آن می گردد و رویت سپیده صبح با کمی تاخیر امکان پذیر است. ).

فرق 28 مرداد با 17 شهریور

قال الاستاذ:  ما {تقریبا } هفتاد میلیونیم  اگر خیلی ما خوش‌باورانه نظر بدهیم یک میلیون دینشان را از قرآن و روایات دارند یعنی حوزویان و دانشگاهیانِ تحصیل‌کرده بقیه یعنی دینشان را از شماها (روحانیت)  دارند.   او که کلینی را نمی‌شناسد او که صدوق را نمی‌شناسد او که من لا یحضره الفقیه نشنید او که تهذیب و استبصار ندید این مردم دینشان را از چه کسی دارند از شما دارند و همین‌ها وقتی قیام کردند نظام شده نظام اسلامی وگرنه ما در همین ایران بودیم ایران کشور ماست محبوب ماست اما خب چطور در جنگ جهانی اول هر چه بیگانه گفت ما تسلیم شدیم در جنگ جهانی دوم هر چه بیگانه گفت ما تسلیم شدیم در کودتای ننگین 28 مرداد چند ساعته وضع برگشت یعنی صبح 28 مرداد 1332 شعار رسمی مردم تهران «مرگ بر شاه» بود بعد که کودتا شد و مصدق و دولتیانش به زندان افتادند و داماد شاه شده رئیس دولت بعدازظهر همان روز همین «مرگ بر شاه» شده «جاوید شاه» ولی وقتی امام و مراجع و حسینیه‌ها و مسجدها قیام کردند شانزده شهریور «مرگ بر شاه» بود هفده شهریور آن همه شهدا را تقدیم کردند «مرگ بر شاه» بود هجده شهریور هم «مرگ بر شاه» همین مردم بودند پس دین مردم است که کشور را حفظ می‌کند.

علم قلبی است نه غربی!!

قال الاستاذ: ...... ما یک «لا تنقض الیقین ابداً بالشک»[قرآن کریم] داریم یک سطر بیشتر نیست این را فقها و اصولیین بحث کردند چندین جلد کتاب نوشتند شده اصول و استصحاب و شده اسلامی این همه آیات درباره پیدایش باران, پرورش قطرات, پیدایش تگرگ, پیدایش برف آمده اینها را اگر بحث بکنند اسلامی نیست؟! ما چندتا مشکل داریم مشکل اول این است که اسلامی حرف زدیم و قارونی فکر کردیم قارون چه می‌گفت؟ می‌گفت: ﴿إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَی عِلْمٍ عِندِی﴾ من خودم زحمت کشیدم پیدا کردم ما خیال می‌کنیم اگر کسی سی, چهل سال در حوزه یا دانشگاه بود چند مطلب را یاد گرفت این بشری است یعنی برای خودش است حالا معلوم شد که خیلی از ماها اسلامی حرف می‌زنیم و قارونی فکر می‌کنیم خب این علم برای ماست؟! در سورهٴ مبارکهٴ نحل فرمود: ﴿وَاللَّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئاً﴾ شما اصلاً نمی‌دانستید از بدیهی‌ترین بدیهیات باخبر نبودید فرمود: ﴿عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ﴾ ما به شما آموختیم اگر برای شماست چرا در دوران فرتوتی و کهنسالی گرفتار فراموشی می‌شوید و از یادتان می‌رود ﴿وَاللَّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئاً﴾ و هم فرمود: ﴿وَمِنکُم مَّن یُرَدُّ إِلَی أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْلاَ یَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَیْئاً﴾  هر دو نکره در سیاق نفی است یعنی هیچ نمی‌دانستید بعدا هم یادتان می‌رود و هیچ هم نمی‌دانید بشر این است چه چیزی برای بشر است این یک اشکال و خطر که خیال می‌کنیم اینها بشری است نه الهی.

 اشکال و خطر دیگر اینکه خیال می‌کنیم این علوم غربی است، ما نمی‌دانیم علم, قلبی است نه غربی, غرب و شرق ندارد علم غربی است یعنی چه؟! آدم وقتی عوام باشد همین مشکلات برایش پیش می‌آید الآن بیش از بیست سال است تلاش و کوشش می‌شود دانشگاه‌ها اسلامی باشد از آن طرف می‌بینید می‌گویند علم از غرب آمده! علم نه از غرب آمده نه از شرق آمده از قلب بشر در آمده این چراغی است که ذات اقدس الهی روشن کرده مگر کسی آن طرف آب زندگی بکند حتماً آدم بدی است یا این طرف آب زندگی بکند حتماً آدم خوبی است بنابراین علم, قلبی است نه غربی برای شرق و غرب نیست و معلّم علم هم ذات اقدس الهی است ﴿عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ یَعْلَمْ﴾ این اشکال‌ها که رخت بربندد یعنی ما خود را در برابر خدا قرار ندهیم نگوییم قرآن را خدا فرستاد ولی ما خودمان جاذبه را کشف کردیم بگوییم خدا را شکر که او به ما این علم را داد به دلیل اینکه چند روز بعد هم از یادمان می‌رود و نگوییم علم, غربی است .