یکم. معلوم نیست که فقط یک زن معصومه وجود مُطهره زهرای مرضیهٍّ داشته باشیم و دلیلی برای عدم عصمت بعضی زنهای دیگر، نظیر زینب کبرا و حضرت فاطمه معصومه(سلام اللّه علیهما) وجود ندارد.
دوم. درباره این مسئله که همه 124 هزار پیامبر مرد هستند، باید گفت که نبوّت و رسالت به کارهای اجرایی نیاز دارد و خصوصیات بدنی و جسمی مردها به گونهای است که تاب تحمل این وظیفه سنگین را دارند.
از طرفی، پشتوانه نبوت و رسالت مقام ولایت است و کمال انسان، رسیدن به مقام «ولی اللّه» است که این مقام، به مرد یا زن اختصاص ندارد. زنان بزرگی چون آسیه، مریم، حضرت زهرا، زینب کبرا و حضرت معصومه(سلام اللّه علیهنّ) بودهاند که هر یک با حفظ مرتبه و درجه خاص خود، میتوانند به مقام ولایت رسیده باشند.
نبوت و رسالت امری اجرایی است و دلیل اینکه زنی به مقام نبوت نرسید، این است که پیامبر باید با همه افراد جامعه تماس بگیرد یا در جنگ و مسائل دیگر، فرماندهی را به عهده بگیرد که این کار برای زنان دشوار است، پس اگر همه پیامبران مرد بودند، به این معنی نیست که این مقام، کمال معنوی مخصوص مرد است، بلکه کمال معنوی به ولایت اختصاص دارد که در ولایت الهی میان زن و مرد تفاوتی نیست و هر دو میتوانند «ولیاللّه» باشند.
قیام به قسط گذشته از علمِ صائب, محتاج عمل صالح است بخشی از هویّت انسان را دانش تشکیل میدهد و بخشی از آن را روش. مجموع علم و عمل تأمینکننده اهداف آفرینش بشرند. لذا قرآن کریم علم آمیخته با عمل که هر دو آموخته از منبع وحیانیاند را معیار برتری قرار داده زیرا در آیة: ﴿أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِداً وَقَائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُوا الألْبَابِ﴾ اول از بهترین عمل صالح که احیای شب به تهجّد و مانند آن است سخن به میان آمد آنگاه از عدم تساوی عالم و جاهل. لازم است عنایت شود که نفی تساوی مساوی رجحان و برتری نیست بلکه دو مطلب را در بردارد یکی مزیّت علم و راجح بودن عالم و دیگری افزونی مسئولیت عالم و سنگینی وظیفه او در برابر نعمت دانش نسبت به دیگران یعنی از منظر رعایت دستورهای دینی یکسان نیستند بلکه وظیفة عالم بیشتر است.
روح مطهر انسانی فرمانده کل قواست و اگر این روح بتواند اندیشه را سامان دهد که وهم و خیال را رام کند، این شخص اندیشمند کامل می شود اما انسان کامل نیست؛ و اگر روح بتواند شهوت و غضب را که تحت عقل عملی است سامان دهد، این شخص یک صاحب اندیشه در بخش انگیزه می شود ولی باز هم انسان کامل نیست؛ اما اگر اندیشه و انگیزه را تحت رهبری روح انسانی هدایت کند، این انسان کامل می شود و هیچ مشکلی با خود نخواهد داشت.
قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن میگوید میفرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز میداند
شبههای
که در ذهنیت بعضی افراد هست، این است که خیال میکنند حجاب برای زن
محدودیت و حصاری است که خانواده و وابستگی به شوهر برای او ایجاد نموده
است، و بنابراین، حجاب نشانه ضعف و محدودیت زن است.
راه حلّ این شبهه و
تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب
او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرفنظر کردم، حجاب
زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده
نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند، حجاب زن، حقی الهی است، لذا
میبینید در جهان غرب و کشورهایی که به قانون غربی مبتلا هستند اگر زن
همسرداری آلوده شد و همسرش رضایت داد، قوانین آنها پرونده را مختومه اعلام
میکنند، اما در اسلام این چنین نیست، حرمت زن نه اختصاص به خود زن
دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش میباشد، همه اینها اگر رضایت
بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حقاللَّه
مطرح است و خدای سبحان زن را با سرمایه عاطفه آفرید که معلّم رقّت باشد و
پیام عاطفه بیاورد، اگر جامعهای این درس رقّت و عاطفه را ترک نمودند و به
دنبال غریزه و شهوت رفتند به همان فسادی مبتلا میشوند که در غرب ظهور کرده
است. لذا کسی حق ندارد بگوید من به نداشتن حجاب رضایت دادم، از این که
قرآن کریم میگوید هر گروهی، اگر راضی هم باشند، شما حد الهی را در برابر
آلودگی اجرا کنید، معلوم میشود عصمت زن، حق اللَّه است و به هیچ کسی ارتباط ندارد.
جامعه های که قرآن در او حاکم است، جامعه عاطفه است و سرّش این است که نیمی از جامعه را معلمان عاطفه به عهده دارند و آن مادرها هستند، چه بخواهیم، چه نخواهیم، چه بدانیم و چه ندانیم اصول خانواده درس رأفت و رقّت میدهد، و رأفت و رقّت در همه مسائل کارساز است.
اگر شخص در جهاد درون شکست خورده و شهوت و غضب از طریق عقل عمل او را اسیر کند عالما و عامدا دروغ خواهد گفت و معصیت می کند.
خدا خلّاق عالم است و این قدرت را به انسان ها داده تا بتوانند بدنسازی کنند تا بدن برزخی خود را به صورت زیبا یا زشت بسازند.
در دنیا صورت ها و سیرتهای مختلفی وجود دارد و لذا آن زیبایی که می خواهیم در بدن برزخی داشته باشیم می باید با عقاید و اخلاق خود در دنیا بسازیم.
اگر بخواهیم به اخلاق الهی نازل شویم چاره جز این نداریم که خود را بشناسیم.
انسان ابدی باید کارهای ابدی داشته باشد ، پس از مرگ یا بهشتی است یا دوزخی که هیچ رحمتی در آن نیست، هیچ اثری از رحمت خاصّه در جهنّم نیست لذا اگر کسی اهل نجات باشد به کارهای ابدی دست می زند.
دیدار مجید مجیدی کارگردان فیلم سینمایی محمد(صلی الله علیه وآله)، مهدی حیدریان تهیه کننده و سید رضا میرکریمی مشاور کارگردان این فیلم سینمایی با حضرت استاد در دماوند.
خداوند می فرماید: در درون بسیاری از مؤمنان، شرک ظریفی
رخنه کرده است. برای اینکه خودشان را صاحب نظر می دانند و گویا از آینده و
گذشته باخبر هستند، در حالی که نه از گذشته باخبرند و نه از آینده. اگر کسی
بگوید که من خودم زحمت کشیدم، این تفکّر قارونی با شرک همراه است؛ که خیلی
از ما در حوزه و دانشگاه و جاهای دیگر به این مسئله مبتلا هستیم.
این
همان شرکت ضعیف است و آنکه می گوید «إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ
عِندِی» یعنی من خودم زحمت کشیدم چون عالم بودم؛ خود را می بیند نه خدا را.
اما کسی که می گوید «الهی ما بِنا مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنْک» موحّد می شود.
بسیاری
از ما، گرفتار شرک رقیق هستیم و اگر از این شرک نجات پیدا کردیم و موحد
شدیم، راحت زندگی می کنیم. نه بیراهه می رویم و نه راه کسی را می بندیم.
تنها مبدأ قانون گذاری، وحی است ولی عقل قانون شناس خوبی است.
عقل، سراج است نه صراط، به خاطر اینکه راه را دین معیِّن می کند. مشکل ما این است که خودمان را کارشناس می دانیم و به جای اینکه سراج باشیم، صراط هستیم و خیال می کنیم که خودمان راه را تعیین می کنیم. لذا اگر پست و مقامی به ما دادند، نهایت نشاط و سرور را از خود نشان می دهیم و خیال می کنیم که این مقام برای ما فضیلتی است و آن هنگام که این موقعیت را از ما گرفتند،از هر کاری که از دستمان یا زبانمان بر می آید، کوتاهی نمی کنیم. در حالی که هر دو امتحان است و این گونه رضایت و تأسف ما مشرکانه می شوند نه موحّدانه.